www.FxPedia.com

 
       
آريان فاركس پديا
اشاخص‌های اقتصادی اتحادیه اروپا

حداقل نرخ پیشنهاد برای خرید

نرخی است که بانک مرکزی اروپا (ECB) از بانک‌های کشورهای عضو اتحادیه اروپا به دلیل قرض‌گرفتن پول مطالبه می‌کند. حداقل نرخ پیشنهاد برای خرید، ابزار مهمی در سیاست‌های پولی بانک مرکزی اروپاست و تغییر در این نرخ، سایر نرخ بهره‌ها را در سیستم بانکی اتحادیه اروپا تحت تأثیر قرار می‌دهد. بانک مرکزی اروپا نرخ مینیمم پیشنهاد خرید را دو بار در ماه بازنگری می‌کند و تغییر در نرخ می‌تواند در هر یک از جلساتی که هر دو هفته یکبار برگزار می‌شود، اعلام گردد. هرگونه تغییر در این نرخ، تأثیر مهمی‌ بر ارزش یورو و سایر نرخ‌های بهره دارد.

کاهش در حداقل نرخ پیشنهاد خرید، نشانه‌ای شفاف است از این که بانک مرکزی اروپا احساس می‌کند باید برای تقویت مخارجی که باعث ترقی اقتصاد می‌شود، اقدامی صورت گیرد؛ با کاهش هزینه پولی که به این روش قرض گرفته می‌شود، مؤسسات وام‌دهنده می‌توانند نرخ‌های وام تجاری را برای کسب‌وکار و مصرف‌کنندگان پایین‌ترآورند که هدف از آن تقویت این‌گونه مخارج است. با این حال، اگر بانک مرکزی اروپا بخواهد که فشارهای تورم افزایش پیدا کند، باید حداقل نرخ پیشنهاد خرید را افزایش دهد. این عامل باعث می‌شود هزینه‌های پول قرض گرفته‌شده افزایش یافته، صاحبان کسب‌وکار و مصرف‌کنندگان حقیقی، اقدامات اصلی در مورد هزینه سرمایه را به تأخیر اندازند؛ به این امید ‌که در آینده نرخ‌های وام تسهیل ‌یابد.

بازارهای ارز در معرض تغییرات نرخ‌های بهره بوده و در این میان تصمیمات بانک مرکزی اروپا به‌سرعت بر یورو تأثیر می‌گذارد. همچنان که نرخ‌های بهره بالا می‌رود، تقاضا برای ارز یورو افزایش می‌یابد؛ زیرا سرمایه‌گذاران اطمینان بیشتری به عودت‌دادن یورو (فروش یورو) نسبت به دیگر ارزها دارند. البته عکس این عمل نیز صادق است؛ یعنی وقتی نرخ‌های بهره کاهش می‌یابد، در این حالت سرمایه‌گذاران تمایل کمتری برای نگهداری یورو داشته، در نتیجه عرضه آن افزایش می‌یابد که این عامل خود نیز موجب کاهش یافتن ارزش یورو می‌شود.

متوسط شاخص شبانه يورو

این شاخص که به EONIA معروف است، میانگین موزون نرخ بهره شبانه مطالبه‌شده برای وام‌های تضمین‌نشده‌ای است که توسط سیستم وام‌دهی بانک شبانه اروپا نیز فراهم می‌شود. متوسط شاخص شبانه یورو، همراه با نرخ پیشنهادی مبادله ارز در بازار بين بانکي اتحادیه اروپا، دو مبنای اصلی نرخ بهره کوتاه‌مدت است که اکثر نرخ‌های بهره اروپا - از جمله نرخ‌های وام بازرگانی اعطاشده توسط مؤسسات پولی - را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

EONIA نرخی است که بانک‌ها بر اساس آن وام‌های شبانه به دیگر بانک‌ها در سیستم بانکی اتحادیه اروپا اعطا می‌کنند. این بازار وام‌دهنده شبانه، بانک‌هایی را که از لحاظ نقدینگی به طور موقت با کمبود مواجه هستند، متقاعد می‌کند تا از بانک‌های دارای مازاد نقدینگی به‌آسانی وام دریافت کنند. این عمل هم برای وام‌گیرنده و هم برای وام‌دهنده سودمند است؛ چراکه وام‌گیرنده برای پرداخت مبلغ خرید و فروش در یک قیمت مشخص، به اینکه دارایی‌های خود را به صورت نقد درآورد تا کمبود نقدینگی‌اش را جبران کند، نیازی ندارد. از طرفی، وام‌دهنده هم با این عمل فرصت خوبی برای دریافت بهره نقدینگی مازاد خود کسب کرده که در غیر این‌صورت درآمد محسوسی نصیبش نمی‌شد.

نرخ پيشنهادي مبادله ارزدر بازار بين بانکي اتحاديه اروپا

نرخ پیشنهادی مبادله ارزدر بازار بين بانکي اتحادیه اروپا یا EURIBOR، نرخ متوسط برای سپرده‌های مدت‌دار بازار بین بانکی اتحادیه اروپا است که توسط بانک‌های عضو این اتحادیه به مؤسسات مالی دیگر در سیستم بانکی اروپا اعطا می‌شود. نرخ‌های EURIBOR همچنین به عنوان نرخ مرجع برای قرارداد‌ها و یا معاملات نرخ بهره ثابت، مخصوص به یورو محسوب می‌شود.

EURIBOR اولین بار در دسامبر 1999 توسط فدرال بانک اروپا معرفی شد که در واقع همان نرخ رایج برای معاملات بازار پول یورو در مقیاس وسیع بود. با در نظرگرفتن نرخ متوسط برای معاملات بزرگ که در بازار‌های پولی به وقوع می‌پیوندد، EURIBOR، نرخ مرجع برای نرخ‌های بهره تجاری به شمار می‌رود و نیز شاخصی بسیار مهم برای سرمایه‌گذاران. نرخ‌های EURIBOR همچنین مرجعی است برای قراردادهای نرخ بهره ثابت و یا معاملات پایاپای نرخ بهره. قرارداد نرخ بهره ثابت، در واقع اوراق بهادار مالی‌ای هستند که بر اساس اوراق مشتقه بوده که در آن یک طرف (خریدار یا قرض‌گیرنده) توافق می‌کند تا نرخ بهره ثابت را به طرف دیگر قرارداد (فروشنده یا قرض‌دهنده) پرداخت کند. نرخ ثابت، مقدار توافقی - طبق سرمایه اصلی که نزد فروشنده FRA نگه داشته شده است- نیز است. در عوضِ این پول، خریدار، مقدار توافقی را به عنوان سود از فروشنده FRA دریافت می‌کند؛ البته بسته به این که چه مدت زمانی این پول در دست فروشنده بوده و نیز با حساب‌کردن نرخ مرجع شناور که در اینجا همان نرخ EURIBOR است.

معاملات نرخ بهره به همین روش انجام می‌شوند و در واقع قراردادی است که به موجب آن طرفین توافق می‌کنند تا بهره متعلقه روی یک مقدار در نظر گرفته‌شده (سرمایه اصلی)، در عوض نرخ بهره ثابت، برای دوره‌ای مشخص بپردازند. هر طرف از معامله، «پایه» (leg) به حساب می‌آید،که یکی از پایه‌ها محدود به عایدی بازار شناور می‌شود (از قبیل EURIBOR) درحالی‌که پایه دیگر طبق همان نرخی که توافق شده است، عمل می‌کند.

حداکثر نرخ وام

حداکثر نرخ وام، نرخ بهره مطالبه‌شده برای مؤسسات مالی‌ای است که از سیستم بانکی اتحادیه اروپا پول قرض می‌گیرند. بانک‌های مرکزی داخلی منطقه اروپا، معمولاً وام‌های شبانه و یا کوتاه‌مدت برای بانک‌های تجاری منطقه فراهم می‌کنند. حداکثر نرخ وام، اصلی‌ترین مبنای نرخ بهره در صنعت بانکداری سیستم اروپاست؛ زیرا درواقع، این شاخص نرخ مطالبه‌شده برای بانک‌هایی است که پول نقد اضافی برای مدتی کوتاه می‌خواهند. بانک مرکزی اروپا از این نرخ برای تأثیرگذاری بر نرخ‌های بهره دیگر استفاده می‌کند؛ چراکه هرگونه تغییر در حداکثر نرخ وام، موجب تنظیم نرخ‌های وام بازرگانی متناظر با آن می‌شود.

نرخ سپرده

این شاخص، نرخ سپرده‌های نگهداری‌شده مؤسسات مالی توسط بانک ملی مرکزی در سیستم بانکداری اروپا است. نرخ سپرده، مبنای مهمی‌ است که بانک مرکزی می‌تواند با بالا و یا پایین‌آوردن آن، نرخ‌های بازرگانی را تحت تأثیر قرار دهد. زمانی که سرمایه‌گذاران و بازارهای ارز آمادگی کافی برای تغییر در نرخ‌های بهره را دارند، نرخ‌های بهره تأثیر عمیقی بر نرخ‌های ارز می‌گذارند. همانطور که نرخ‌های بهره بالا می‌روند، به همان نسبت تقاضا برای ارز یورو هم بالا می‌رود؛ چراکه سرمایه‌گذاران از عودت آن نسبت به دیگر ارز‌ها مطمئن هستند. البته بر عکس این قضیه نیز صادق است؛ یعنی هنگامی که نرخ‌های بهره کاهش می‌یابد در این حالت سرمایه‌گذاران تمایل دارند که سهام یوروی خود را کاهش دهند و در نتیجه مازاد عرضه در بازار از ارزش یورو می‌کاهد.

منحنی بازده (EURIBOR)

نرخ پیشنهادی بانک داخلی اروپا عبارت است از نرخ‌های بهره پیشنهادشده روی وام‌های شبانه و بدون تضمین که بین بانک‌ها بوده، در سیستم بانکداری اروپا رایج است. این منحنی بازده نرخ‌های EURIBOR پیش‌بینی‌شده برای دوره‌های گوناگون را نشان می‌دهد و به‌طور وسیع برای نرخ مرجع، جهت پیمان‌های نرخ‌های آینده سلف به کار می‌رود. این منحنی، برای اولین بار در دسامبر 1999 توسط فدرال بانکی اروپا معرفی شد. EURIBOR، نرخ رایج برای معاملات بازار پولی یورو به صورت گسترده است. با در نظر گرفتن نرخ متوسط پیشنهادشده برای معاملات عمده که در بازارهای پولی اتفاق می‌افتد، EUROBAR به‌عنوان نرخ مرجع برای نرخ‌های بهره بازرگانی قابل توجه سرمایه‌گذاران است. نرخ‌های EUROBAR همچنین مرجعی برای پیمان‌های نرخ سلف آینده و نرخ بهره‌وری در روش‌های مشابه برای معاملات بر اساس نرخ بهره بین بانکی لندن است.

منحني بازده

منحنی بازده ، بازده ابزارهای درآمد ثابت را طرح‌ریزی می‌کند. شکل منحنی، رابطه بین بازده مورد انتظار و زمان سررسید را نشان می‌دهد. بازده اوراق قرضه بر اساس مدت زمان آن (مثلاً زمان سررسید) و قابل اعتباربودن صادر‌کننده است. به منظور جذب سرمایه‌گذاران، اوراق قرضه بلندمدت باید بازده بالاتری داشته باشند چراکه خطر از دست‌دادن ارزش آنها از طریق کاهش اسپرد نقدینگی وجود دارد.

اسپرد نقدینگی تفاوت بین بازده اوراق قرضه و نرخ بهره کوتاه‌مدت است. هنگامی‌که نرخ بهره افزایش می‌یابد، بازده اوراق قرضه، ارزش کمتری پیدا می‌کند چراکه آنقدر بالاست که افزایش نرخ بهره را جبران کند؛ بنابراین موجب کاهش ارزش واقعی بازده می‌شود. اگر نرخ بهره کوتاه‌مدت از منحنی بازده بالاتر رود، در واقع سرمایه‌گذار یک اسپرد نقدینگی منفی دارد.

منحنی بازده عادی

اصطلاح «منحنی بازده عادی» به منحنی‌ای گفته می‌شود که به صورت مقعر به سمت بالا انحنا دارد. این، افزایش در بازده (محور افقی)، وقتی زمان سررسید (محور عمودی) افزایش می‌یابد، را نشان می‌دهد. این امر از نظریه APT پیروی می‌کند؛ نظریه‌ای که بیان می‌دارد هرچه قدر زمان سررسید طولانی‌تر باشد، بازده بالاتر است. این امر سرمایه‌گذاران را به نگاه داشتن پول خود در اوراق قرضه بلندمدت، با وجود افزایش خطرات که پیشتر گفته شد، ‌ترقیب می‌کند.

منحنی مسطح

یک منحنی بازده مسطح، وقتی به‌ وجود می‌آید که اساساً بازده برای تمامی‌سررسیدها یکسان باشد. این نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران، حاضر به پذیرش بازده روی ابزارهای بلندمدت هستند. این ابزارها شامل حق کارمزد بالاتری از بازده کوتاه‌مدت فعلی نیستند. سرمایه‌گذاران فقط در صورتی این را می‌پذیرند که احساس کنند اقتصاد ظرفیت کمی ‌برای رشد و احتمال کمی ‌در افزایش نرخ بهره کوتاه‌مدت خواهد داشت.

منحنی بازده معکوس

منحنی بازده معکوس که دامنه آن شیب نزولی در طول زمان دارد، نشان‌دهنده چشم‌اندازی منفی برای بازار در آینده است و می‌تواند بر شروع رکود اقتصادی طولانی‌مدت و یا بحران اقتصادی دلالت داشته باشد. منحنی بازده معکوس بدبینی بیشتری را در درازمدت نسبت به منحنی مسطح به همراه دارد - تا آنجاکه در واقع بازده اوراق قرضه درازمدت کمتر از بازده کوتاه‌مدت (اسپرد نقدینگی منفی) قرار می‌گیرد. این امر بدین مفهوم است که سرمایه‌گذاران با اعتقاد به ‌این که بازده به‌طور چشمگیری در مواجهه با بدترشدن اقتصاد پایین می‌آید، مایل به سرمایه‌گذاری در نرخ جاری هستند.


منحنی خمیده

یک منحنی خمیده هنگامی‌ رخ می‌دهد که هر دو بازده کوتاه و بلندمدت با هم برابر باشند، اما بازده میان‌مدت بالاتر باشد. این می‌تواند نشان‌دهنده این باشد که ممکن است اقتصاد، وارد دوره‌ای از رشد شده باشد؛ اما انتظار نمی‌رود این رشد برای درازمدت پابر جا بماند.

توليد ناخالص داخلي

تولید ناخالص داخلی را می‌توان به عنوان ارزش کل همه کالاها و خدمات تولیدشده در داخل مرزهای یک کشور، به‌ویژه برای مدت زمانی معین (معمولاً 1 سال) دانست. هر چیز تولیدشده در کشور، بدون توجه به ملیت یا کارگران درگیر یا مالکیت شرکت‌های تولید کالا، برای محاسبه تولید ناخالص داخلی استفاده می‌شود. به طور خلاصه، اگر در درون مرزهای کشور تولید شده باشد، به عنوان بخشی از تولید ناخالص داخلی محاسبه می‌شود.
به طور کلی، افزایش در تولید ناخالص داخلی در سال جاری در مقایسه با سال قبل، به عنوان یک شاخص مثبت ارزیابی می‌شود. به طور طبیعی این امر یعنی اینکه اگر ارزش تولید کشور افزایش داده شود، یک افزایش مشابه در نیروی کار و به احتمال زیاد به اشتغال بیشتر و درآمد بالاتر منتج می‌شود. با وجود این، یکسری کاستی‌ها در این فرض وجود دارد، چراکه کار داوطلبانه در محاسبات اصلی تولید ناخالص داخلی لحاظ نمی‌شود.

توليد ناخالص داخلي واقعي در مقابل توليد ناخالص داخلي اسمي

هنگامی‌که ارزش کالا و خدمات در یک بازه زمانی با بازه زمانی دیگر مقایسه می‌شود، تغییرات در نرخ تورم می‌تواند به اختلاف بین نتایج چندگانه تولید ناخالص داخلی منجر شود. به منظور روشن‌شدن این مطلب که آیا تورم در آن لحاظ شده است یا نه، اقتصاددانان از واژه تولید ناخالص داخلی واقعی برای نشان‌دادن نتایج تولید ناخالص داخلی که بر اساس تورم تنظیم شده است، استفاده می‌کنند. این مقداری است که به بهترین وجه اقتصاددانان را قادر می‌سازد که افزایش یا کاهش اقتصاد در یک بازه زمانی را تعیین کنند. ارقام تولید ناخالص داخلی که با تورم تنظیم نشده‌اند، معمولاً به عنوان میزان تولید ناخالص داخلی اسمی ‌یا تولید ناخالص داخلی دلار رایج شناخته می‌شوند.

نرخ بيکاري

درصد افرادی است که آمادگی لازم برای انجام کار را دارند و در حال حاظر به دنبال آنند که استخدام شوند اما قادر نیستند که این موقعیت را فراهم کنند. براساس این گزارش، اصطلاح «بیکار» به اشخاصی گفته می‌شود که در طی دوره این بررسی، در سن کار بوده، ولی هیچ‌گونه دستمزدی برای فعالیت‌های خود چه به صورت شغل آزاد و چه به صورت دیگر ندارند. همچنین باید در نظر داشت که این بررسی برای افرادی منظور می‌شود که در جامعه حضور دارند و فعالانه به دنبال استخدام هستند.

دانش‌آموزان و خانه‌داران نیز اگر مانند دیگر افراد جامعه - که به صورت تمام‌وقت مشغول به کار هستند - مشمول شرایط مذکور باشند، در آن صورت شاغل محسوب می‌شوند و اگر فقط کاری را انجام می‌دهند که در مقابل آن دستمزدی دریافت می‌کنند، باز هم به «بیکار» به شمار می‌روند؛ برای مثال، اگر دانش‌آموزی که هم‌اکنون در سن کار است ولی هنوز استخدام نشده بلکه در پی کار است، بیکار به حساب می‌آید. تأثیر آشکار افزایش بیکاری بر کاهش میزان هزینه مصرف‌کننده بر همه کس روشن است؛ چراکه کاهش در دستمزد باعث این رویداد می‌شود. علاوه بر این کارگرانی که در حال حاضر مشغول به کار هستند اما در مورد باقی‌ماندن بر شغل خود مطمئن نیستند، هزینه‌های مصرفی خود را به منظور بالابردن پس‌اندازها کاهش می‌دهند تا اگر از کار برکنار شدند، آمادگی لازم برای گذران زندگی را داشته باشند. این عمل بیشتر باعث کاهش میزان هزینه مصرف‌کننده می‌شود و اخراج کارکنان توسط کارفرمایان را - نه به دلیل بی‌کفایتی، بلکه به علت اینکه شرکت با مشکلات مالی همراه است - افزایش می‌دهد.

تغييرات استخدام

به تغییرات متوالی در نرخ بیکاری در هر 3 ماه گفته می‌شود. افزایش نرخ بیکاری شاخصی منفی است که موجب کاهش میزان هزینه مصرف‌کننده می‌شود. همچنین کارگرانی که در حال حاضر مشغول به کار هستند اما در مورد باقی ماندن بر سر شغل خود مطمئن نیستند، هزینه‌های مصرفی خود را به منظور بالابردن پس‌اندازها کاهش می‌دهند تا اگر از کار برکنار شدند، بتوانند از پس دوران بیکاری برآیند. به همین دلایل میزان تغییرات استخدام، یک شاخص اقتصادی مهم تلقی می‌گردد.

شاخص هزينه کار

شاخص هزینه کار، گزارش شاخص سه‌ماهه‌ای است که هزینه‌های متوسط کار ساعتی را اندازه‌گیری می‌کند و طبق یک نمونه کاری در اروپا تعیین می‌شود؛ که عبارت است از: حقوق مستقیم کارمند به شکل دستمزد و کارمزد؛ مزایای کارمند که توسط کارفرما پرداخت می‌شود؛ پاداش‌ها یا کمک‌هزینه‌ها که معمولاً به صورت یک دوره مشخص پرداخت نمی‌گردد.

خرده فروشي ها

خرده‌فروشی‌ها، باعث بازخورد روی میزان هزینه مصرف‌کننده‌ می‌شود و یکی از اولین گزارش‌های فروش قابل دسترس به صورت ماهیانه است. هزینه کالای مصرف‌کننده بدون درنظرگرفتن هزینه‌های خدمات از قبیل مراقبت‌های بهداشتی و تعلیم و تربیت است. افزایش در شاخص خرده‌فروشی تأثیر مثبتی بر روی ارز دارد؛ زیرا موجب رشد اقتصاد کشور می‌شود.

گزارش خرده‌فروشی بدون درنظرگرفتن تورم منتشر می‌شود؛ بنابراین اگر شما بخواهید آمار درستی از تغییرات هزینه خرده‌فروشی داشته باشید، باید این عامل را هم لحاظ کنید. این مسأله بسیار رایج است که گزارش فروش چندین بار مورد تجدید قرار گیرد، حتی پس از آنکه منتشر شود. درواقع ارائه آمار گردآوری شده درست و کامل درباره اطلاعات خرده‌فروشی بسیار مشکل است؛ چراکه تعداد پخش‌کننده‌هایی که آن را عرضه می‌کنند هر کدام آمار جداگانه‌ای برای واردکردن در گزارش ارائه می‌دهند.

توليد صنعتي

تولید صنعتی، میزان تولید در ساخت، معدن، و صنایع انرژی را اندازه‌گیری می‌کند. افزایش آن نسبت به گذشته شاخص مثبتی قلمداد می‌شود که میزان رشد اقتصادی را بیان می‌کند. این عامل باعث می‌شود که ارزش ارز داخلی در بازار‌های ارزی پابرجا باقی بماند. صنایع نامبرده در این زمره همگی از اقتصاد کل منطقه جدایی‌ناپذیر هستند. بخش بزرگی از جمعیت در این بخش‌ها مشغول فعالیت‌اند و رشد مداوم این بخش‌ها دلالت بر استخدام دائمی‌کارکنان آن دارد. به‌عنوان یک شاخص اقتصادی، تولید صنعتی مخصوصاً نقش سازنده‌ای ایفا می‌کند؛ زیرا این صنایع به‌سرعت به تغییرات اقتصادی پاسخ می‌دهند. برای مثال، هنگامی که اقتصاد در حال رشد است، معمولاً تقاضای مصرف‌کننده برای کالاهای ساخته‌شده افزایش می‌یابد که این خود باعث افزایش نیاز به انرژی برای به کار انداختن کارخانه‌ها و تسهیلات دیگر می‌شود. در حالت عکس، تقاضای مصرف‌کننده برای کالاهای بادوام کاهش پیدا کرده، این عامل به‌سرعت باعث کاهش در ساخت و نیازهای انرژی می‌گردد.

شاخص بهای مصرف کننده

شاخص بهای مصرف‌کننده، یکی از مهم‌ترین عوامل برای اندازه‌گیری تورم اقتصاد به شمار می‌رود. تورم، از عوامل لازم در رشد اقتصادی است، اما تورم بیش از 2% زیان‌آور است؛ چراکه قدرت خرید توسط ارز ملی را پایین می‌آورد. هنگامی که تورم بالا نگران‌کننده ‌شود، سرمایه‌گذاران ارز را رها کرده، به دنبال سرمایه‌گذاری در جاهای دیگر خواهند بود؛ بنابراین میزان تقاضا برای ارز کاهش می‌یابد. CPI تحلیل میزان مصرف‌کننده از هزینه انجام‌شده برای خرید سبد کالا و خدمات است که ارزش شاخص اولیه آن از 100 حساب می‌شود؛ برای مثال وقتی CPI در حال حاضر 112 است، بدان معناست که اکنون اگر بخواهیم سبد کالایی را که در گذشته CPI آن 100 بوده است، بخریم باید 12% بیشتر بپردازیم. با مقایسه ماهانه CPI، شما می‌توانید به‌آسانی تغییرات قدرت خرید مصرف‌کننده را ماه به ماه ارزیابی کنید.

شاخص بهای توليد کننده

شاخص قیمت تولیدکننده، تغییرات قیمتی را که تولیدکننده برای محصولاتش ماه‌به‌ماه دریافت می‌کند، اندازه‌گیری می‌کند که افزایش آن، شاخص مثبتی تلقی شده، به تقاضای بیشتری برای ارز منجر می‌گردد. شاخص بهای تولیدکننده مانند شاخص بهای مصرف‌کننده، شاخص قیمت جاری را با ارزش 100 مقایسه می‌کند. این بدان معناست که ارزش PPI (شاخص بهای تولیدکننده) اگر 115 باشد در واقع 15%، بالاتر از پایه اصلی است. اطلاعات با بررسی‌هایی بر بخش‌های مختلف از قبیل ساخت، کشاورزی، معدن و سایر تسهیلات عمومی‌ دوباره بازیافت می‌شود. افزایش PPI باعث افزایش ظرفیت خرید کالاها توسط مصرف‌کننده می‌شود؛ بنابراین، افزایش PPI در یک تورم و سطح رشد قابل قبول، نشان از توسعه اقتصادی سالم است که این روند باعث افزایش تقاضا برای ارز ملی می‌شود. تولیدکنندگان می‌توانند محصولات خود را به فروش برسانند و به هدف‌های تولید خود دست یابند و درنتیجه موجب استخدام دائمی‌ شوند. به هر حال افزایش PPI اگر از میزان رشد قابل قبول پیشی بگیرد، می‌تواند نشانه ایجاد تورم در اقتصاد باشد.

تراز تجاري

کل ارزش واردات و کل ارزش صادرات در يک دوره گزارش شده را با هم مقايسه مي کند.ارزش منفي نشان مي دهد که کالاها بيشتر وارد شده اند تا صادر(کسري تجاري)، برعکس ، يک تراز تجاري مثبت به معناي آن است که صادرات از واردات پيشي گرفته (مازاد تجاري).اين گزارش توسط سرمايه گذاران ارز مورد استفاده قرار مي گيرد که ميزان تقاضا براي دلار را نشان مي دهد.حالت مازاد تجاري يا کاهش کسري تجاري نسبت به ماه قبل به طور طبيعي نشان از آن دارد که کشورهاي وارد کننده کالا بايستي ارز خود را به صورت ارز داخلي کشور عرضه کننده کالا در آورند.و اين باعث افزايش تقاضا براي ارز داخلي شده که در نتيجه باعث افزايش ارزش آن مي گردد.
در حالت کسري تجاري يا روند کاهش دهنده مازاد تجاري ، کشور وارد کننده بايستي بيشتر ارز خود را به ارز کشوري که از آنجا کالا خريداري مي کند تبديل کند.اين عامل باعث افزايش عرضه ارز داخلي در بازار فارکس گشته که موجب مي شود تا ارز داخلي ارزش خود را نسبت به ديگر ارز ها از دست بدهد.

حساب جاري

کل سرمايه ورودي جديد به کشور را نشان داده و به عنوان تراز تجاري (يعني صادرات منهاي واردات به علاوه پرداختهاي خالص ورودي شامل بهره و سود سهام به علاوه تمام انتقالات يک جانبه شامل کمکهاي خارجي و مالياتها و هداياي يک طرفه) تلقي مي شود.اگر عدد به دست آمده مثبت باشد، مازاد حساب جاري را و اگر منفي باشد کسري حساب جاري را نشان مي دهد. توجه داشته باشيد که کسري حساب جاري يعني اينکه پول بيشتري به شکل صادرات و يا انتقالات ديگر نسبت به ورود آن به کشور، از کشور خارج شده است.

Copyright © 2010 of AryanGroup® - all rights reserved.     Main Page     About FXPedia