www.FxPedia.com

 
       
شاخص‌های اقتصادی کانادا

نرخ هدف شبانه

نرخ هدف شبانه نرخی است که بانک کانادا هنگام پول قرض‌دادن به دیگر مؤ‌سسه‌های مالی بر پایة نرخ شبانه مطالبه می‌کند. تغییرات این نرخ روی دیگر نرخ بهره‌ها از جمله وام‌های مشتری تأثیر می‌گذارد، زیرا این نرخ‌ها موازی با دیگر نر‌خ‌های شبانه تغییر می‌کنند. نرخ هدف شبانه، نرخ بهره‌ای است که بانک کانادا برای نرخ شبانه در نظر می‌گیرد و هرگونه تغییر در این نرخ، شاخص مشخصی است از مسیری که سیاست پولی بانکی در پیش می‌گیرد. بانک برای تأثیر روی نرخ شبانه از اوراق قرضة اجرایی استفاده می‌کند که این شامل سه نوع نرخ می‌شود و همة این نرخ‌ها از نصف درصد مشخص‌شده کمتر است. نقطه میانی این اوراق قرضه در واقع همان نرخ هدف شبانه است که یک‌چهارم درصد مشخصه از حداکثر نرخ اوراق قرضه (باند) بوده که این خود نیز نرخ جاری بانک است.

نرخ بانکی، نرخی است که بانک کانادا برای وام‌های شبانه از مؤسسات مطالبه می‌کند. دیگر مؤسسات که وجوه شبانه قرض می‌دهند اگر بخواهند که به عنوان رقیب باقی بمانند باید طبق این نرخ عمل کنند؛ بنابراین بسیار مهم است که بانک کانادا روی تمام عملیات مربوط به وام‌های شبانه تأثیر بگذارد. نرخ بانکی جزو لاینفک سیاست پولی بانک بوده و نرخ رایجی است که دیگر نرخ‌های بهره از آن گرفته می‌شوند. به علت این‌که نرخ‌های بهره تأثیر مستقیمی‌ روی ارزش ارز در بازار ارز دارند، سرمایه‌گذاران توجه ویژه‌ای به تغییرات نرخ بهره بانکی دارند.

حد پایین‌تر اوراق قرضه که یک‌چهارم درصد مشخص زیر نقطة میانی و یا نرخ هدف شبانه است، نرخی است که بانک کانادا بابت سپرده‌های مؤسسه‌های مالی می‌پردازد. بانک، همیشه نصف درصدی را که برای نرخ شبانه در نظر گرفته می‌شود پرداخت می‌کند و این، با تغییردادن نرخ هدف و توسعة حدهای بالا و پایین از اوراق قرضه اجرایی است که بانک را قادر می‌سازد تا بتواند روی دیگر نرخ‌های بهره تأثیر بگذارد. سرمایه‌گذاران به نرخ‌های بهره توجه بسیاری دارند، چراکه افزایش در نرخ‌های بهره معمولاً باعث رشد تقاضا برای دلار کانادا می‌شود. این بدان خاطر است که سرمایه‌گذاران بازگشت بیشتری را به دلیل افزایش نرخ بهره از این ارز انتظار دارند.

اوراق قرضه اجرایی

بانک کانادا برای اداره نرخهای بهره در اقتصاد کانادا از اوراق قرضه اجرایی استفاده می کند که شامل نرخ هدف با حدود بالاتر و پایین تر می باشد که نشان دهنده نرخ مطالبه شده برای وام های شبانه و بهره پرداخت شده برای سپرده های نقدی می باشد. اوراق قرضه بانک کانادا شامل سه نرخ می باشد و تمام این نرخها از نصف یک درصد مشخص شده کمتر می باشد. نقطه میانی این اوراق قرضه در واقع همان نرخ هدف شبانه می باشد که یک چهارم درصد مشخصه از حداکثر نرخ اوراق قرضه (باند) بوده که این خود نیز نرخ جاری بانک می باشد. نرخ بانکی نرخی است که بانک کانادا برای وام های شبانه از موسسات مطالبه می کند.دیگر موسسات که وجوه شبانه قرض می دهند اگر بخواهند که به عنوان رقیب باقی بمانند باید طبق این نرخ عمل کنند. بنابراین بسیار مهم است که بانک کانادا روی تمام عملیات مربوط به وام های شبانه تاثیر بگذارد. حد پایین تراوراق قرضه که یک چهارم درصد مشخص زیرنقطه میانی و یا نرخ هدف شبانه است نرخی است که بانک کانادا بابت سپرده های موسسه های مالی می پردازد. بانک همیشه نصف درصدی که برای نرخ شبانه در نظر گرفته می شود پرداخت می کند و آن با تغییر دادن نرخ هدف و توسعه حدهای بالا و پایین از اوراق قرضه اجرایی می باشد که بانک را قادر می سازد تا بتواند روی دیگر نرخهای بهره تاثیر بگذارد.سرمایه گذاران به نرخهای بهره توجه بسیار دارند چراکه افزایش در نرخهای بهره معمولا باعث رشد تقاضا برای دلار کانادا می گردد.این بدان خاطر است که سرمایه گذاران بازگشت بیشتری را به دلیل افزایش نرخ بهره از این ارز انتظار دارند.

نرخ اصلی

نرخی که مشتریان مقدم مؤسسات وام‌دهنده باید پرداخت کنند. از آنجا که این مشتریان حداقل ریسک را عرضه می‌کنند، وام‌دهندگان می‌توانند بهترین نرخ بهره را به آنها ارائه دهند. افزایش نرخ بهره معمولاً به افزایش تقاضا برای دلار منجر می‌شود، چراکه سرمایه‌گذاران می‌توانند وقتی نرخ بهره افزایش می‌یابد، بازده بالاتری را انتظار داشته باشند. نرخ اصلی در پاسخ به تغییرات در نرخ وجوه فدرال (نرخی که در آن بانک‌ها وجوهی را به هم قرض می‌دهند) نوسان می‌کنند و به طور معمول 3 درصد امتیاز بالاتر از نرخ اعتبارات فدرال است. نرخ اصلی یک نرخ تجاری است که بانک‌ها آن را برای عموم تبلیغ می‌کنند و سایر نرخ‌های بهره از قبیل وام‌های مسکن و وام خودرو بر اساس نرخ اصلی هستند و اغلب به عنوان «نرخ اصلی مازاد» درصدی معین است. از آنجا که این نرخ‌ها برای مشتریان تجاری تبلیغ می‌شود، بانک‌های بزرگ به طور معمول نرخ‌های بسیار شبیهی را به منظور حفظ توان رقابتی ارائه می‌دهند.

متوسط نرخ شبانه REPO در کانادا

قرارداد‌های (REPO) شبانه توافقنامه‌هایی هستند که بر طبق آن وام‌های شبانه توسط اوراق بهادار تضمینی خزانه تضمین می‌شوند. این اوراق توسط مؤسسه‌های مالی به دیگر مؤسسه‌هایی که به طور موقت با مازاد نقدینگی مواجه هستند فروخته می‌شود و طبق آن فروشنده دوباره این اوراق را با قیمت توافق‌شدة قبلی در روز بعد خریداری می‌کند. نرخ REPO شبانة کانادا (CORRA) متوسط معاملات REPO‌های گزارش‌شده در بازار شبانه‌روزی است. REPOهای شبانه عمدتاً توسط مؤسسه‌های مالی بزرگ که به پول نقد برای اعمالی از قبیل پرداخت پایان روزی نیاز دارند، استفاده می‌شود. معمولاً این مؤسسات دارایی‌هایی دارند که به‌صورت انواع اوراق قرضه و تضمین‌نامه‌ها برای ارائه به مؤسسات دارندة مازاد پول نقد به‌عنوان وثیقه مورد استفاده قرار می‌گیرد. عملاً مؤسساتی که نیازمند پول نقد هستند، دارایی‌های همراه خود را به این شرط می‌فروشند که بتوانند آن را با قیمتی از پیش توافق‌شده دوباره در روز بعد خریداری کنند. معمولاً (CORPA) از نرخ بانکی پایین‌تر است. REPO شبانه برای خریدار آن، وسیله‌ای است برای فراهم‌کردن سرمایة مورد نیاز، بدون آنکه خریدار مجبور باشد دارایی خود را به صورت نقد درآورد. در عوض این REPO، مبلغی به صورت نرخ بهره توافقی نصیب خریدار می‌کند، چراکه این قرارداد خریدار را قادر می‌سازد تا با استفاده از مازاد پول خود بهرة اضافی نصیبش شود، تا آنکه بخواهد آن را به صورت سپرده نزد بانک کانادا قرار دهد.

نرخ تامین مالی بازار پول شبانه

به نرخ متوسطی گفته می‌شود که مؤسسه‌های مالی می‌پردازند تا پول شبانه از مؤسسه‌هایی با مازاد وجه دریافت کنند. تغییرات این نرخ می‌تواند روی نرخ‌های بهرة بانکی دیگر که بانک‌ها برای وام‌های بازرگانی و یا بازده اوراق قرضه و دیگر اوراق‌ها با درآمد ثابت می‌پردازند، تأثیر بگذارد. نرخ بازار پول شبانه کانادا (CORRA) توسط مؤسسه‌های مالی استفاده می‌شود تا بتوانند از مؤسسه‌هایی با مازاد وجه پول قرض کنند و کمبود مالی خود را برطرف سازند (به‌ویژه برای پرداخت پایان‌روزی). نرخ مبنا برای بازار شبانه‌روزی، نرخ بانکی شبانه پیشنهادشده توسط بانک کانادا است، اما مؤسسه‌ها آزاد هستند تا نرخ‌های خود را خود تنظیم کنند. این کار، به نوع اوراق مالی که در معاملات استفاده می‌شود و به همان اندازه به ریسک‌ها و وثیقه‌های به‌کار برده شده برای وام بستگی دارد. OMMFR متوسط نرخ‌های گزارش‌شده توسط مؤسسه‌های شرکت‌کننده است. متداول‌ترین اوراق استفاده‌شده شامل رسیدهای سپردة مدت‌دار، قراردادهای REPO و وام‌های بانکی بدون وثیقه است.

منحنی درآمد ثابت

این شاخص، تاریخ عودت‌ها برای اوراق قرضه را پیگیری می‌کند. بازده‌های اوراق قرضه یک رابطة معکوس با نرخ‌های بهره دارند و این بدان معناست همچنان‌که نرخ بهره بالا می‌رود، از ارزش اوراق قرضة معامله‌شده با نرخ‌های بهره ثابت در بازار ثانویه اوراق قرضه، کاسته می‌شود. یک ورق قرضه، معادل با وامی ‌است که صادرکنندة ورق (قرض‌گیرنده) پولی را از نگهدارندة ورق (قرض‌دهنده) دریافت می‌کند. در عوض، صادرکنندة ورق موافقت می‌کند تا مقدار پول اصلی ورق را (سرمایة اصلی)، به‌ علاوة بهرة سند قرضه تا تاریخ سررسید تعیین‌شده را بازگرداند. به علت این‌که اوراق قرضه، نرخ بهرة از پیش تعیین‌شده را پرداخت می‌کنند، به آنها اوراقی با سود ثابت گفته می‌شود. هنگامی که نرخ‌های بهره افزایش پیدا می‌کند، صادرکنندگان جدید اوراق قرضه بازده بالاتری را پرداخت می‌کنند تا بتوانند با دیگر گزینه‌های سرمایه‌گذاری رقابت کنند. این بدان معناست که اوراق صادرشده پیش از بالارفتن نرخ بهره و با پرداخت بازده‌ای پایین‌تر نسبت به اوراق منتشرة جدید، نسبت به این اوراق ارزش کمتری دارند که این خود را در ارزش اوراق معامله‌شده در بازار ثانویه نشان می‌دهد؛ زیرا ارزش این اوراق رابطة تنگاتنگی با نرخ بهره در این روش دارد؛ بنابراین سفته‌بازان اوراق قرضه، توجه ویژه‌ای به تغییرات نرخ‌های بهره دارند.

 منحنی بازده

این منحنی، بازده ابزار درآمد ثابت گوناگون را نشان می دهد. شکل منحنی رابطه بین بازده مورد انتظار و زمان سر رسید را نشان می دهد. در کانادا ،نرخ بانکی نرخ مرجع برای نرخهای بهره کوتا ه مدت بوده و عایدی ها ی صدوراوراق قرضه داخلی باعث تغییرات نرخ بانکی می شود.بازده اوراق قرضه بر پایه مدت زمان اوراق قرضه (یعنی بر اساس زمان سر رسید) و همچنین اعتبار صادر کننده آن می باشد. به منظور جذب سرمایه گذاران ، صادرکنندگان اوراق قرضه غیر دولتی باید بازده بالاتری را پیشنهاد دهند چراکه این اوراق ریسک بیشتری نسبت به اوراق قرضه با پشتوانه دولتی دارند و سرمایه گذاران انتظار نوعی حق بیمه در ازای پذیرش این ریسک اضافی را دارند.همچنین اوراق قرضه بلند مدت در معرض خطر از دست دادن ارزش خود از طریق کاهش اسپرد نقدینگی هستند. این اصطلاح اشاره به اختلاف بین بازده و نرخ بهره کوتاه مدت دارد. همانطور که نرخ بهره افزایش پیدا می کند، بازده یک اوراق قرضه ارزش کمتری پیدا می کند چراکه به اندازه کافی بالا نمی باشد که نرخ بهره در حال افزایش را جبران کند ، که موجب کاهش ارزش واقعی بازده میشود. اگر نرخ بهره کوتاه مدت تا بالای منحنی بازده افزایش پیدا کند، در واقع سرمایه گذار دارای یک اسپرد نقدینگی منفی هستند.

منحنی بازده نرمال

اصطلاح منحنی بازده "نرمال" منحنی می باشد که به صورت مقعر به سمت بالا می باشد. این نشان دهنده افزایش بازده (محور طولها) بر حسب افزایش زمان سرسید (محور عرضها) می باشد. این مطابق نظریه APT است که می گوید هرچقدر مدت سر رسید طولانی تر باشد، بازده افزایش می یابد. این رویکرد باعث تشویق سرمایه گذارانی که مایل به نگه داشتن پول خود در اوراق قرضه بلند مدت با وجود افزایش خطراتی که پیشتر گفته شد، می باشند.

منحنی مسطح

یک منحنی بازده مسطح وقتی بوجود می آید که اساسا بازده برای تمامی سر رسیدها یکسان باشد. این نشان می دهد که سرمایه گذاران حاضر به پذیرش بازده روی ابزارهای بلند مدت هستند .این ابزارها شامل حق کارمزد بالاتری از بازده کوتاه مدت فعلی نمی باشند. سرمایه گذاران فقط در صورتی این را می پذیرند که احساس کنند که اقتصاد ظرفیت کمی برای رشد و احتمال کمی در افزایش نرخ بهره کوتاه مدت خواهد داشت.

منحنی بازده معکوس

منحنی بازده معکوس که دامنه آن شیب نزولی در طول زمان دارد نشان دهنده یک چشم انداز منفی برای بازار در آینده هست و می تواند بر شروع رکود اقتصادی طولانی مدت و یا بحران اقتصادی دلالت داشته باشد. منحنی بازده معکوس بدبینی بیشتری را در دراز مدت نسبت به منحنی مسطح به همراه دارد -- تا آنجا که در واقع بازده اوراق قرضه دراز مدت کمتر از بازده کوتاه مدت (اسپرد نقدینگی منفی) قرار می گیرد. این امر بدین مفهوم است که سرمایه گذاران با اعتقاد به این که بازده به طور چشمگیری در مواجهه با بدتر شدن اقتصاد پایین می آید، مایل به سرمایه گذاری در نرخ جاری هستند.

منحنی خمیده

یک منحنی خمیده هنگامی رخ میدهد که هر دو بازده کوتاه و بلند مدت با هم برابر باشند، اما بازده میان مدت بالاتر باشد .این می تواند نشان دهنده این باشد که ممکن است اقتصاد وارد دوره ای از رشد شده باشد اما انتظار نمی رود این رشد برای دراز مدت پابر جا باشد.

تولید ناخالص داخلی

تولید ناخالص داخلی ارزش کل همه کالاها و خدمات تولید شده در داخل مرزهای یک کشور بخصوص برای یک مدت زمان معین می باشد. هر چیز تولید شده در کشور بدون توجه به ملیت یا کارگران درگیر یا مالکیت شرکت های تولید کالا برای محاسبه تولید ناخالص داخلی استفاده می شود – به طور خلاصه، اگر در درون مرزهای کشور تولید شده باشد، به عنوان بخشی از تولید ناخالص داخلی محاسبه می شود. این نمودار درصد تغییرات در تولید ناخالص داخلی را از سه ماهه قبل را نشان می دهد.

افزایش در تولید ناخالص داخلی به عنوان یک شاخص مثبت ارزیابی می شود که نشان میدهد اقتصاد در حال رشد می باشد.این امر معمولاً منجر به افزایش تقاضا برای دلار می شود و می تواند به عنوان افزایش ارزش این ارز در بازار مشاهده شود. هنگامی که ارزش تولید کشور افزایش می یابد، آنگاه یک افزایش مشابه در نیروی کار و به احتمال زیاد به اشتغال بیشتر و درآمد بالاتر منتج میشود.

با این وجود یکسری کاستی ها در این فرض وجود دارد، چراکه کار داوطلبانه و همچنین کار انجام شده در اقتصاد زیر زمینی در محاسبات اصلی تولید ناخالص داخلی لحاظ نمی شود. در این مورد، کار انجام شده "به صورت زیر میزی" یا تبادلات برای سایر کالاها و خدمات قسمتی از نتیجه تولید ناخالص داخلی نمی باشد.

تولید ناخالص داخلی واقعی در مقابل تولید ناخالص داخلی اسمی

هنگامی که ارزش کالا و خدمات در یک بازه زمانی با بازه زمانی دیگر مقایسه می شود، تغییرات در نرخ تورم می تواند به اختلاف بین نتایج چندگانه تولید ناخالص داخلی منجر شود. به منظور روشن شدن این مطلب که آیا تورم در آن لحاظ شده است یا نه، اقتصاددانان از واژه تولید ناخالص داخلی واقعی برای نشان دادن نتایج تولید ناخالص داخلی که بر اساس تورم تنظیم شده است استفاده می کنند. این مقداری می باشد که به بهترین وجه اقتصاددانان قادر می سازد که تعیین کنند که آیا اقتصاد در یک بازه زمانی افزایش داشته است یا کاهش .
ارقام تولید ناخالص داخلی که با تورم تنظیم نشده اند ، معمولا به عنوان میزان تولید ناخالص داخلی اسمی یا تولید ناخالص داخلی دلار رایج شناخته می شوند.

بررسی نیروی کار

بررسی ماهیانه که تصویری از نرخ‌های استخدام در حال حاضر، میزان ساعت‌های کارشده، و از کارافتادگی در یک بخش را نشان می‌دهد. افزایش استخدام به‌عنوان یک شاخص مثبت، نشان‌دهندة توسعة اقتصادی قوی‌ای است که فرصت‌های استخدامی ‌فراهم می‌کند و برای آن دسته از افرادی که تقاضای دلار دارند، ثروت مازاد ایجاد می‌سازد. ادارة آمار کانادا بررسی ماهیانة نیروی کار را در دستور خود قرار داده و آن را برای حدوداً 60000 خانوار اجرا کرده است تا ارزیابی دقیقی از سطح استخدام در داخل کشور به دست آورد. LFS اطلاعات استخدام را به بخش‌های گوناگون، شامل دستمزدهای متوسط و ساعات کار متوسط تقسیم‌بندی می‌کند. این بررسی حدوداً نزدیک به پانزدهم هر ماه صورت می‌گیرد. هدف اصلی LFS این است که همة کانادایی‌هایی را که در سن کار هستند در یکی از سه طبقه‌بندی زیر قرار دهد:

- استخدام‌شده

- استخدام‌نشده

- مشغول به کار نبوده یا به دنبال کار نیستند.

نرخ بیکاری

در کانادا، اکثر افراد بیکار که شغل خود را از دست داده‌اند، مشمول پرداخت بیمه اشتغال می‌شوند. این تعداد به هر حال برابر با تعداد افراد بیکار داخل کشور نیست، چراکه همة بیکاران مشمول این بیمه نمی‌شوند. انتظار می‌رود که برخی افراد، از جمله آنهایی که کشور مادری خود را ترک کرده‌اند و یا کارگران استخدام‌شدة فصلی به کار قبلی خود برگردند.

خرده فروشی ها

بازخورد هزینه های مصرف کننده را ارائه می دهد و یکی از اولین گزارشهای فروش موجود در هر ماه می باشد. تنها به طور انحصاری هزینه کالاهای مصرفی را دنبال می کند و شامل هزینه های خدمات از قبیل مراقبت های بهداشتی و آموزش و پرورش نمی شود. افزایش شاخص خرده فروشی دارای اثر مثبت بر روی ارز می باشد چراکه رشد اقتصاد کشور را نشان می دهد.گزارش خرده فروشی بدون در نظر گرفتن نرخ تورم منتشر می شود ، بنابراین برای دریافت اندازه درست تغییر واقعی هزینه های خرده فروشی ، شما باید نرخ تورم را نیز در نظر بگیرید. تغییرات قابل ملاحظه در گزارش خرده فروشی حتی پس از انتشار آن غیر معمول نمی باشد چراکه تدوین اطلاعات دقیق و کامل داده های خرده فروشی می تواند بسیار دشوار باشد.

شاخص خرده فروشی اصلی

گزارش خرده فروشی اصلی همان اطلاعات گزارش خرده فروشی را ارائه می دهد، اما تعمداً شامل هزینه های مربوط به وسایل نقلیه از جمله فروش اتومبیل های جدید و خرید بنزین نمی شود. افزایش میزان خرده فروشی اصلی دارای یک اثر مثبت روی دلار می باشد و رشد اقتصادی را نشان می دهد.گزارش خرده فروشی بدون در نظر گرفتن نرخ تورم منتشر می شود ، بنابراین برای دریافت اندازه درست تغییر واقعی هزینه های خرده فروشی ، شما باید نرخ تورم را نیز در نظر بگیرید. تغییرات قابل ملاحظه در گزارش خرده فروشی حتی پس از انتشار آن غیر معمول نمی باشد چراکه تدوین اطلاعات دقیق و کامل داده های خرده فروشی می تواند بسیار دشوار باشد.

شروع مسکن سازی

گزارش شروع مسکن‌ساز، تعداد خانه‌های خصوصی تازه‌ای را نشان می‌دهد که شروع به ساخت‌وساز آنها در طول دورة گزارش‌دهی آغاز شده است. این گزارش، یکی از شاخص‌های دقیق سلامت کلی اقتصاد شناخته می‌شود و همچنین اطلاعات زیادی در مورد سطح ضریب اطمینان عمومی ‌برای آیندة اقتصادی خود را ارائه می‌دهد. خانه‌های جدید به احتمال زیاد بزرگترین سرمایه‌گذاری افراد خواهد بود، و بیشتر خریداران خانه‌های جدید، به وام‌های بلندمدت به منظور خرید خانه‌های خود نیاز دارند. اگر شاخص شروع مسکن‌سازی در حال افزایش باشد، این نشانه‌ای مطمئن است که پول کافی در نظام مالی برای بودجة طرح‌های توسعة جدید وجود دارد؛ همچنین نشان می‌دهد که مردم اطمینان لازم برای دریافت وام‌های مسکن دارند، چراکه آنها احساس می‌کنند که قادر به حفظ پرداخت وام مورد نیاز هستند. از سوی دیگر، اگر شاخص شروع مسکن‌سازی کاهش داشته باشد، نشان‌دهندة کاهش تقاضا برای خانه‌های جدید است و این معمولاً به‌عنوان نشانه یا تأیید کاهش رشد اقتصادی تفسیر می‌شود. صنعت مسکن یکی از بزرگترین کارفرمایان مستقیم کشور است و همچنین از بسیاری از صنایع که به فروش خانه‌ها برای رونق کسب‌وکارشان نیاز دارند، پیشتیبانی می‌کند. بنابراین همیشه نگرانی در مورد افت شاخص شروع مسکن‌سازی وجود دارد که این باعث کاهش ارزش دلار می‌شود.

شاخص خريد مديران

این شاخص میزان پیش‌بینی بخش تولید کشور را برآورد کرده، با اعلام ماهیانة تغییرات خرید توسط کارخانجات کشور کانادا، رشد اقتصادی را پیش‌بینی می‌کند. ارزش 50، افزایش در خرید را نشان می‌دهد درحالی‌که ارزش زیر 50 نشان‌دهندة کاهش در خرید است. اجرای یک نمونه از آن بازخوردی را روی خرید فراهم می‌کند و نشان می‌دهد که آیا سطح خرید افزایش داشته یا کاهش و یا بدون تغییر نسبت به ماه قبل مانده است. این قضیة درمورد PMI ثابت‌ شده است که همانطور که فروش بالا می‌رود مدیران خرید باید مواد اولیة اضافی خریداری کنند تا بتوانند کالاهای تمام‌شدة بیشتری را تولید کنند. افزایش در PMI همچنین ضریب اطمینانی برای اقتصاد است به‌طوری‌که تولید اضافی نشان‌دهندة ظرفیت بالاتر در اقتصاد بوده و شرکت‌ها تمایل دارند که تنها در صورت اطمینان از وجود تقاضای مستمر برای محصولاتشان مخارج خود را بالا ببرند. مشابه هر اندیکاتور تولید و فروش‌ (CPI)، شاخص خرده‌فروشی و غیره افزایش شدید در PMI ممکن است هشداری برای افزایش در تورم باشد. برخلاف این، یک شاخص PMI بالاتر، فاکتور مثبتی برای اقتصاد به شمار می‌رود و معمولاً تقاضای مستمر را برای دلار پشتیبانی می‌کند.

شاخص بهای تولید کننده

تغییر بهای کالاهای فروخته‌شده توسط تولیدکنندگان را مورد سنجش قرار می‌دهد که شاخص پایة آن از 100 محسوب می‌شود. برخلاف ارقام خرده‌فروشی، PPI مالیات یا هر نوع مبالغ مربوط به پخش یا حمل که معمولاً به محصولات در زنجیرة تأمینی اضافه می‌شوند، را در بر نمی‌گیرد. افزایش در شاخص PPI نشان‌دهندة اقتصاد در حال توسعه با اطمینان منطقی از ادامة استخدام افراد مشغول به کار در بخش تولید است. PPI، شاخص بسیار مهمی در بازار است که به‌عنوان نشان‌دهندة سطوح تورم مورد توجه قرار می‌گیرد. شبیه به دیگر شاخص‌هایی که بر پایة تورم بنا شده‌اند، افزایش در PPI نشان می‌دهد که افزایش نرخ بهره قصد دارد با تورم مبارزه کند. وجود احتمالی افزایش نرخ بهره ممکن است باعث تقاضا برای ارز به‌عنوان مقولة سرمایه‌گذاری تلقی شود که سرمایه‌گذاران انتظار دارند در حالت افزایش نرخ بهره عودت آن نیز افزایش یابد.

شاخص اصلی بهای تولید کننده

این شاخص، بر اساس شاخص بهای تولید‌کننده است ولی آیتم‌های بی‌ثبات از قبیل انرژی و غذا که می‌توانند آمار PPI را منحرف کنند، همچنین نوسانات در قیمت نفت به طور موقت و یا دیگر رویدادهای غیرقابل پیش‌بینی را شامل نمی‌شود. با حذف‌کردن این آیتم‌ها که اغلب باعث انحراف در آمار تورم می‌شود، شاخص PPI اصلی وسیلة قابل اعتمادتری برای پیش‌بینی تورم نسبت به شاخص PPI است.

شاخص اصلی بهای مصرف کننده

شاخص CPI اصلی هم به روش مشابه با CPI محاسبه می گردد به جز اینکه آیتم هایی با نوسان بالا از قبیل انرژی و غذا را شامل نمی گردد.زیرا اینگونه آیتم ها در مقابل نوسانات قیمتی آسیب پذیر هستند بنابراین می توانند باعث انحراف در محاسبه CPI گردند.برای همین شاخص CPI اصلی به عنوان شاخص دقیق تر برای تورم در نظر گرفته می شود.

شاخص بهای مصرف کننده

درصد تغییر در شاخص بهای مصرف‌کننده از گزارش دوره قبلی را اندازه‌گیری می‌کند و یکی از مؤثرترین ابزارهای محاسبه تورم در اقتصاد کشور محسوب می‌شود. CPI تحلیل میزان مصرف‌کننده از هزینه انجام‌شده برای خرید یک سبد کالا و خدمات است که ارزش شاخص اولیه آن از 100 حساب می‌شود؛ برای مثال وقتی CPI در حال حاضر 112 است بدان معناست که اکنون اگر بخواهیم سبد کالایی را که در گذشته CPI آن 100 بوده است، بخریم باید 12% بیشتر بپردازیم. با مقایسه ماهیانه CPI شما می‌توانید به‌آسانی تغییرات قدرت خرید مصرف‌کننده را ماه به ماه ارزیابی کنید. هنگام محاسبه CPI اصلی اطلاعاتی که فرض می‌شود بی‌ثبات هستند برای جلوگیری از منحرف‌کردن نتایج نهایی حذف می‌شوند که این اطلاعات بی‌ثبات ممکن است تنها یک یا دو بخش را شامل شود.

حساب جاری

حساب جاری نشان می دهد کل جریان سرمایه جدید به یک کشور است. این شاخص به عنوان تراز تجاری کل (صادرات منهای واردات) ، به علاوه پرداخت خالص درآمد (بهره و سود سهام) ، به علاوه تمامی انتقالات یک سویه (کمک خارجی ، مالیات و هدایای یک طرفه) محاسبه می شود.

اگر عدد به دست آمده مثبت باشد ، یک مازاد حساب جاری نشان می دهد ؛ و یک مقدار منفی کسری حساب جاری را بیان می کند. توجه داشته باشید که کسری بودجه نشان می دهد که از طریق صادرات و سایر نقل و انتقالات سرمایه بیشتری از کشور خارج شده است تا به کشور وارد شود.

تراز تجاری

گزارش تراز تجاری ارزش کل واردات و ارزش کل صادرات برای دوره گزارش را مقایسه می‌کند. مقدار منفی نشان می‌دهد که کالاها بیشتر صادر شده‌اند تا وارد (کسری تجاری)؛ برعکس، تراز تجاری مثبت بدان معنی است که صادرات بیشتر از واردات (مازاد تجاری) بوده است. این گزارش توسط سرمایه‌گذاران ارز برای تعیین میزان تقاضا برای دلار استفاده می‌شود. در مورد مازاد تجاری و یا کسری تجاریِ در حال کاهش از ماه قبل، به طور طبیعی کشورهای واردکننده کالا باید ارز خود را به ارز داخلی کشور صادرشونده تبدیل کنند. این مسأله، به افزایش تقاضا برای پول داخلی و بنابراین افزایش ارزش آن منجر می‌شود.

در مورد کسری تجاری و یا مازاد تجاریِ در حال کاهش، کشور واردکننده باید ارز خود را به ارز خارجی کشوری که از آنها در حال خرید کالا هستند، تبدیل کنند. این امر، به افزایش عرضه پول داخلی در بازار ارز منجر می‌‌شود که می‌تواند موجب از دست‌دادن پول داخلی در مقابل ارزش ارزهای دیگر شود.

 

Copyright © 2010 of AryanGroup® - all rights reserved.     Main Page     About FXPedia