www.FxPedia.com

 
       
 نیوزلند _ آمار مشترک اقتصادی

نرخ بهره رسمی

نرخ بهره رسمی‌، نرخ بهره مبنای تنظیم‌شده توسط بانک مرکزی نیوزلند است و مهم‌ترین وسیله بانکی برای اعمال سیاست پولی است. بانک مرکزی نیوزلند (RBNZ) وجوهی را به مؤسسه‌های مالی در سیستم بانکی نیوزلند به صورت نرخ بهه رسمی ‌قرض می‌دهد که روی نرخ بهره‌هایی که بانک‌های تجاری از مشتریان مطالبه می‌کنند، تأثیر می‌گذارد. بهره‌هایی را که RBNZ به علت سپردن وجوه نزد بانک، به آن می‌پردازد یک‌چهارم نرخ بهره رسمی ‌OCR است. RBNZ از نرخ بهره رسمی‌ برای اداره‌کردن نرخ‌های تجاری استفاده می‌کند؛ برای مثال، اگر RBNZ بخواهد نرخ‌های وام را پایین بیاورد می‌تواند OCR را کاهش داده، وجوه بیشتری در دسترس بانک‌هایی که می‌توانند به مشتریان وام بدهند، قرار دهد. با کاهش نرخ بهره برای وام‌های کوتاه‌مدت، مؤسسه‌های مالی می‌توانند نرخ‌های تجاری را کاهش دهند و باز هم به سود برسند. البته RBNZ می‌تواند همین روش را برای افزایش نرخ بهره‌ها به کار گیرد که این عامل شاید پاسخی باشد برای مخارج مصرفکننده افزایش‌یافته و ترس‌های به‌وجودآمده به سبب پدیدآمدن فشارهای تورمی‌ که تأثیر مخربی بر اقتصاد دارد. در این حالت بانک OCR را افزایش می‌دهد که این اتفاق باعث می‌شود هزینه وام‌های کوتاه‌مدت برای مؤسسات مالی سنگین‌تر شود و نرخ‌های تجاری به منظور پوشش نرخ بهره رسمی ‌جدید افزایش یابد. بانک مرکزی نیوزلند نرخ‌های بهره رسمی ‌را به‌عنوان روش اصلی سیاست پولی خود در سال 1999 برگزید. RBNZ نرخ بهره رسمی ‌را هشت بار در سال مورد بررسی قرار می‌دهد تا به این نتیجه برسد که آیا نرخ بهره ثابت می‌ماند یا نه. تغییرات نرخ OCR خارج از این تواریخ به‌ندرت اتفاق می‌افتد، مگر در شرایط استثنایی که نمونه آن بعد از حمله یازدهم سپتامبر هنگامی که RBNZ نرخ را تا 50% پایین آورد، اتفاق افتاد که این اتفاق خارج از تاریخ برنامه زمان‌بندی‌شده بوده که با هدف تشویق مخارج در اقتصاد صورت گرفت و نرخ‌ها از ماه مارس سال بعد از آن به‌تدریج افزایش پیدا کردند.

نرخ رسمی بین بانکی

نرخ بهره مطالبه‌شده برای وام‌های کوتاه‌مدت بین بانکی در سیستم بانکی نیوزلند است. مؤسسات مالی نیوزلند که نیاز به وجوه کوتاه‌مدت دارند، دو منبع برای مراجعه جهت دریافت وام در اختیارشان قرار داده شده است؛ یکی بانک مرکزی نیوزلند (RBNZ) و دیگری دریافت وام به‌طور مستقیم از بانک‌هایی که در سیستم وام‌دهی بین بانکی شرکت کرده‌اند. وام‌های فراهم‌شده توسط RBNZ معادل با نرخ بهره رسمی ‌OCR - که توسط بانک مرکزی نیوزلند تنظیم شده است - نیز مطالبه می‌شود. درحالی‌که وام‌های گرفته‌شده از طریق سیستم بین بانکی بر حسب نرخ بین بانکی رسمی ‌مطالبه می‌گردد. از آنجا که بانک مرکزی نرخ بهره رسمی ‌را تنظیم می‌کند و منابع وسیعی دارد که از آن می‌تواند آن را استخراج کند، در نتیجه نرخ بهره رسمی، ‌نرخ بهره مبنای کشور نیوزلند است. برای آنکه بتوان به‌عنوان رقیب باقی ماند، نرخ بین بانکی باید خیلی نزدیک به نرخ بهره رسمی باشد؛ در غیر این‌صورت بانک‌ها تنها از بانک مرکزی وام می‌گیرند. برعکس، اصولاً نرخ وام‌هایی که بانک‌های وام‌دهنده ارائه می‌دهند کمتر از بانک مرکزی نیست، زیرا آنها می‌توانند به جای آن به بانک مرکزی وام دهند و نرخ بهره رسمی‌ را که همیشه یک‌چهارم درصد زیر نرخ بهره رسمی ‌است، دریافت کنند. اصولاً بانک مرکزی به منظور تأثیر روی دیگر نرخ‌های درون سیستم بانکی نیوزلند می‌تواند هر مقدار که لازم است هم وام دهد و هم وام بگیرد که این عامل باعث می‌شود بانک مرکزی قادر به اداره نرخ‌های بهره باشد.

اوراق قرضه با درآمد ثابت

اوراق قرضه با درآمد ثابت (یعنی باندها) بازدهی و زمان سررسید مشخص شده‌ای دارند که می‌تواند روی منحنی بازده ترسیم شود. شکل منحنی رابطه بین بازده مورد انتظار به همراه زمان سررسید را مشخص می‌کند. بازده این اوراق بر اساس مدت زمان اوراق (یعنی زمان سررسید) و اعتبار صادرکننده اوراق است. به منظور جذب سرمایه‌گذار بیشتر صادرکنندگان اوراق غیردولتی سود بیشتری را باید ارائه دهند، زیرا این اوراق با ریسک بیشتری نسبت به اوراق دولتی همراه است و سرمایه‌گذاران توقع حق بیمه در برابر قبول این اوراق با ریسک بیشتر را دارند. هر چه دوره این اوراق بیشتر باشد خطر ازدست‌دادن ارزش آنها از لحاظ اختلاف نقدینگی بیشتر می‌شود. اصطلاح «اسپرد» به اختلاف بین بازده اوراق و نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت برمی‌گردد. همانطورکه نرخ‌های بهره بالا می‌رود بازده ثابت اوراق قرضه کم‌ارزش‌تر می‌شود چراکه نمی‌تواند خود را با افزایش نرخ بهره وفق دهد و آن را جبران کند که در نتیجه ارزش واقعی بازگشت سود کم می‌شود. اگر نرخ‌های بهره کوتاه‌مدت بالاتر از بازده قرار گیرد، سرمایه‌گذاران در واقع با یک اسپرد نقدینگی منفی مواجه می‌شوند.

منحنی بازده

این منحنی، بازده ابزار درآمد ثابت گوناگون را نشان می دهد. شکل منحنی رابطه بین بازده مورد انتظار و زمان سر رسید را نشان می دهد. در کانادا ،نرخ بانکی نرخ مرجع برای نرخهای بهره کوتا ه مدت بوده و عایدی ها ی صدوراوراق قرضه داخلی باعث تغییرات نرخ بانکی می شود.بازده اوراق قرضه بر پایه مدت زمان اوراق قرضه (یعنی بر اساس زمان سر رسید) و همچنین اعتبار صادر کننده آن می باشد. به منظور جذب سرمایه گذاران ، صادرکنندگان اوراق قرضه غیر دولتی باید بازده بالاتری را پیشنهاد دهند چراکه این اوراق ریسک بیشتری نسبت به اوراق قرضه با پشتوانه دولتی دارند و سرمایه گذاران انتظار نوعی حق بیمه در ازای پذیرش این ریسک اضافی را دارند.همچنین اوراق قرضه بلند مدت در معرض خطر از دست دادن ارزش خود از طریق کاهش اسپرد نقدینگی هستند. این اصطلاح اشاره به اختلاف بین بازده و نرخ بهره کوتاه مدت دارد. همانطور که نرخ بهره افزایش پیدا می کند، بازده یک اوراق قرضه ارزش کمتری پیدا می کند چراکه به اندازه کافی بالا نمی باشد که نرخ بهره در حال افزایش را جبران کند ، که موجب کاهش ارزش واقعی بازده میشود. اگر نرخ بهره کوتاه مدت تا بالای منحنی بازده افزایش پیدا کند، در واقع سرمایه گذار دارای یک اسپرد نقدینگی منفی هستند.

منحنی بازده نرمال

اصطلاح منحنی بازده "نرمال" منحنی می باشد که به صورت مقعر به سمت بالا می باشد. این نشان دهنده افزایش بازده (محور طولها) بر حسب افزایش زمان سرسید (محور عرضها) می باشد. این مطابق نظریه APT است که می گوید هرچقدر مدت سر رسید طولانی تر باشد، بازده افزایش می یابد. این رویکرد باعث تشویق سرمایه گذارانی که مایل به نگه داشتن پول خود در اوراق قرضه بلند مدت با وجود افزایش خطراتی که پیشتر گفته شد، می باشند.

منحنی مسطح

یک منحنی بازده مسطح وقتی بوجود می آید که اساسا بازده برای تمامی سر رسیدها یکسان باشد. این نشان می دهد که سرمایه گذاران حاضر به پذیرش بازده روی ابزارهای بلند مدت هستند .این ابزارها شامل حق کارمزد بالاتری از بازده کوتاه مدت فعلی نمی باشند. سرمایه گذاران فقط در صورتی این را می پذیرند که احساس کنند که اقتصاد ظرفیت کمی برای رشد و احتمال کمی در افزایش نرخ بهره کوتاه مدت خواهد داشت.

منحنی بازده معکوس

منحنی بازده معکوس که دامنه آن شیب نزولی در طول زمان دارد نشان دهنده یک چشم انداز منفی برای بازار در آینده هست و می تواند بر شروع رکود اقتصادی طولانی مدت و یا بحران اقتصادی دلالت داشته باشد. منحنی بازده معکوس بدبینی بیشتری را در دراز مدت نسبت به منحنی مسطح به همراه دارد -- تا آنجا که در واقع بازده اوراق قرضه دراز مدت کمتر از بازده کوتاه مدت (اسپرد نقدینگی منفی) قرار می گیرد. این امر بدین مفهوم است که سرمایه گذاران با اعتقاد به این که بازده به طور چشمگیری در مواجهه با بدتر شدن اقتصاد پایین می آید، مایل به سرمایه گذاری در نرخ جاری هستند.

منحنی خمیده

یک منحنی خمیده هنگامی رخ میدهد که هر دو بازده کوتاه و بلند مدت با هم برابر باشند، اما بازده میان مدت بالاتر باشد .این می تواند نشان دهنده این باشد که ممکن است اقتصاد وارد دوره ای از رشد شده باشد اما انتظار نمی رود این رشد برای دراز مدت پابر جا باشد.

 تولید ناخالص داخلی

تولید ناخالص داخلی ارزش کل همه کالاها و خدمات تولید شده در داخل مرزهای یک کشور بخصوص برای یک مدت زمان معین می باشد. هر چیز تولید شده در کشور بدون توجه به ملیت یا کارگران درگیر یا مالکیت شرکت های تولید کالا برای محاسبه تولید ناخالص داخلی استفاده می شود – به طور خلاصه، اگر در درون مرزهای کشور تولید شده باشد، به عنوان بخشی از تولید ناخالص داخلی محاسبه می شود. این نمودار درصد تغییرات در تولید ناخالص داخلی را از سه ماهه قبل را نشان می دهد.

افزایش در تولید ناخالص داخلی به عنوان یک شاخص مثبت ارزیابی می شود که نشان میدهد اقتصاد در حال رشد می باشد.این امر معمولاً منجر به افزایش تقاضا برای دلار می شود و می تواند به عنوان افزایش ارزش این ارز در بازار مشاهده شود. هنگامی که ارزش تولید کشور افزایش می یابد، آنگاه یک افزایش مشابه در نیروی کار و به احتمال زیاد به اشتغال بیشتر و درآمد بالاتر منتج میشود.

با این وجود یکسری کاستی ها در این فرض وجود دارد، چراکه کار داوطلبانه و همچنین کار انجام شده در اقتصاد زیر زمینی در محاسبات اصلی تولید ناخالص داخلی لحاظ نمی شود. در این مورد، کار انجام شده "به صورت زیر میزی" یا تبادلات برای سایر کالاها و خدمات قسمتی از نتیجه تولید ناخالص داخلی نمی باشد.

تولید ناخالص داخلی واقعی در مقابل تولید ناخالص داخلی اسمی

هنگامی که ارزش کالا و خدمات در یک بازه زمانی با بازه زمانی دیگر مقایسه می شود، تغییرات در نرخ تورم می تواند به اختلاف بین نتایج چندگانه تولید ناخالص داخلی منجر شود. به منظور روشن شدن این مطلب که آیا تورم در آن لحاظ شده است یا نه، اقتصاددانان از واژه تولید ناخالص داخلی واقعی برای نشان دادن نتایج تولید ناخالص داخلی که بر اساس تورم تنظیم شده است استفاده می کنند. این مقداری می باشد که به بهترین وجه اقتصاددانان قادر می سازد که تعیین کنند که آیا اقتصاد در یک بازه زمانی افزایش داشته است یا کاهش .
ارقام تولید ناخالص داخلی که با تورم تنظیم نشده اند ، معمولا به عنوان میزان تولید ناخالص داخلی اسمی یا تولید ناخالص داخلی دلار رایج شناخته می شوند.

شاخص استخدام

تغییرات در سطوح استخدام بین دوره های گزارش متوالی را اندازه گیری می کند. کاهش این شاخص به عنوان یک عامل منفی محسوب می شود زیرا فقدان شغل معمولا توسط کاهش تقاضا برای کالاها و خدمات ایجاد می شود .تاثیر واضح کاهش استخدام، کاهش هزینه های مصرف کننده می باشد چراکه مزایای بیکاری دستمزد کارگران را به طور کامل پوشش نمی دهد و بنابراین واکنش فوری خانوارهای آسیب دیده، کاهش در هزینه ها می باشد.به این موضوع این واقعیت را نیز اضافه کنید که کارگرانی که در حال حاضر شاغل هستند اما احساس آسیب پذیری نسبت به ادامه شغل خود دارند، به طور معمول هزینه های خود را به منظور افزایش پس انداز برای زمان از دست دادن شغل کاهش می دهند. این عمل هزینه های مصرف کننده را بیشتر کاهش می دهد و در واقع می تواند موجب تحریک دراخراج کارکنان شود.

تغییر شاخص استخدام

تغییرات میان دوره ای در نرخ استخدام را اندازه گیری می کند.افزایش بیکاری به عنوان یک شاخص منفی محسوب می گردد زیرا تقاضای افراد بیکار برای کالا و خدمات کاهش می یابد. تاثیر بارزافزایش جمعیت ،کاهش مخارج مصرف کننده می باشد زیرا مساعدات افراد بیکار از دستمزد آنان زمانی که مشغول به کار بودن کمتر می باشد و کاهش در مخارج سریعترین پاسخ خانوارهای دچار شده می باشد. علاوه بر این کارگرانی که در حال حاضر مشغول به کار هستند اما در مورد باقی ماندن در سر کار خود مطمئن نیستند هزینه های مصرفی خود را به منظور بالا بردن پس اندازها کاهش داده تا اگر از کار برکنار شدند آمادگی لازم برای گذران زندگی را داشته باشند.این عمل بیشتر باعث کاهش میزان هزینه مصرف کننده شده و اخراج کارکنان توسط کارفرمایان نه به دلیل بی کفایتی بلکه به خاطر اینکه شرکت با مشکلات مالی همراه می باشد را افزایش می دهد.

نرخ بیکاری

تعداد افرادی که در سن کار هستند وتا زمان اعلام دوره گزارش استخدام نشده اند را نشان می دهد.همچنین در این بررسی سن،جنس،محل و مدت زمان بیکاری هم قید می گردد. افزایش بیکاری به عنوان یک شاخص منفی محسوب می گردد زیرا تقاضای افراد بیکار برای کالا و خدمات کاهش می یابد. تاثیر بارزافزایش جمعیت ،کاهش مخارج مصرف کننده می باشد زیرا مساعدات افراد بیکار از دستمزد آنان زمانی که مشغول به کار بودن کمتر می باشد و کاهش در مخارج سریعترین پاسخ خانوارهای دچار شده می باشد. علاوه بر این کارگرانی که در حال حاضر مشغول به کار هستند اما در مورد باقی ماندن در سر کار خود مطمئن نیستند هزینه های مصرفی خود را به منظور بالا بردن پس اندازها کاهش داده تا اگر از کار برکنار شدند آمادگی لازم برای گذران زندگی را داشته باشند.این عمل بیشتر باعث کاهش میزان هزینه مصرف کننده شده و اخراج کارکنان توسط کارفرمایان نه به دلیل بی کفایتی بلکه به خاطر اینکه شرکت با مشکلات مالی همراه می باشد را افزایش می دهد.

خرده فروشی

گزارش خرده‌فروشی بازخوردی از کل ارزش کالاها و خدمات فروخته‌شده به طور مستقیم به مصرف‌کنندگان را ارائه می‌دهد. این یکی از اولین شاخص‌هایی است که هر ماه قابل دسترس بوده و رفتارهای مخارج را پیگیری می‌کند. افزایش در خرده‌فروشی، یک شاخص رشد در اقتصاد محسوب می‌شود و تمایل دارد که از ارزش دلار استرالیا در بازارهای ارز حمایت کند. گزارش خرده‌فروشی شامل تفکیک فروش‌ها در بخش‌های مختلف بوده که هر ماه تولید می‌شود. روند رو به افزایش، عامل مثبتی در رشد اقتصادی است و نشان می‌دهد که تقاضای مشتری قوی باقی می‌ماند که این خود نشان‌دهنده آن است که مشتریان در مورد افزایش هزینه‌های خود راجع به خرده‌فروشی اطمینان دارند و بدون هیچ ریسکی قادرند نیازهای اولیه از قبیل غذا و مسکن را فراهم آورند. انتظار می‌رود که دلار بتواند با گزارش مثبت خرده‌فروشی ارزش خود را حفظ کند و یا آن را افزایش دهد. افزایش چشمگیر در مخارج خرده‌فروشی طی یک دوره کوتاه می‌تواند علامتی از توسعه اقتصادی باشد تا جایی که نگرانی‌هایی را بابت تورم به وجود آورد. برای مبارزه با این نگرانی، دولت معمولاً سیاست پولی سختگیرانه‌تری را با بالابردن نرخ‌های بهره در پیش می‌گیرد که این کار باعث می‌شود تا هزینه‌های مربوط به قرض پول افزایش یافته، درنتیجه مخارج نیز تعدیل شود. نرخ بهره‌های بالاتر به معنی برگشت‌های بالاتر توسط ارز داخلی است؛ بنابراین سرمایه‌گذاران اغلب سهام خود را در ارزهایی با بهره‌های بالاتر افزایش می‌دهند و بدین‌وسیله تقاضا برای ارز دلار افزایش می‌یابد. علاوه بر تأثیر مشخصی که افزایش خرده‌فروشی‌ها می‌تواند بر اقتصاد داشته باشد، این بخش در استرالیا بیشترین نیروی کاری را شامل می‌شود. نتایج قوی خرده‌فروشی نشان می‌دهد که نه تنها سطوح استخدامی ‌جاری پشتیبانی شده است، بلکه شاید موقعیت‌های جدیدی برای استخدام به وجود آید.

شاخص خرده فروشی اصلی

گزارش خرده فروشی باز خوردی از کل ارزش کالاها و خدمات فروخته شده به طور مستقیم به مصرف کنند گان را ارائه می دهد اما شامل گازولین (سوخت موتورهای بنزینی )،فروشهای جدید ماشین و تعمیرگاه اتومبیل نمی گردد. این یکی از اولین شاخص هایی است که هر ماه قابل دسترس بوده و رفتارها مخارج را پیگیری می کند. افزایش در خرده فروشی به عنوان یک شاخص رشد در اقتصاد محسوب شده و تمایل دارد که از ارزش دلار نیوزلند در بازارهای ارز حمایت کند. گزارش خرده فروشی شامل تفکیک فروش ها در بخش های مختلف بوده و هر ماه تولید می شود.روند رو به افزایش به عنوان یک عامل مثبت در رشد اقتصادی می باشد و نشان می دهد که تقاضای مشتری قوی باقی می ماند که این خود نشان دهنده آن است که مشتریان در مورد افزایش هزینه های خود راجع به خرده فروشی اطمینان داشته و بدون هیچ ریسکی قادرند نیازهای اولیه از قبیل غذا و پناهگاه را فراهم آورند. انتظار می رود که دلار بتواند با گزارش مثبت خرده فروشی ارزش خود را حفظ کرده و یا آنرا افزایش دهد. افزایش چشمگیر در مخارج خرده فروشی طی یک دوره کوتاه می تواند علامتی از توسعه اقتصادی بوده تا جاییکه نگرانی هایی را بابت تورم به وجود آورد. برای مبارزه با آن دولت معمولا سیاست پولی سختگیرانه تری را با بالا بردن نرخهای بهره در پیش می گیرد که این کار باعث می شود تا هزینه های مربوط به قرض پول افزایش یافته و در نتیجه مخارج نیز تعدیل گردد. نرخ بهره های بالاتر یعنی برگشت های بالاتر توسط ارز داخلی ،بنابراین سرمایه گذاران اغلب سهام خود را در ارزهایی با بهره های بالاتر افزایش می دهند و بدینوسیله تقاضا برای ارز دلار افزایش می یابد. علاوه بر تاثیر مشخصی که افزایش خرده فروشی ها می تواند روی اقتصاد داشته باشد این بخش در استرالیا بیشترین نیروی کاری را شامل می گردد.نتایج قوی خرده فروشی نشان می دهد که نه تنها سطوح استخدامی جاری ساپورت شده بلکه شاید موقعیتهای جدیدی برای استخدام به وجود آید.

شاخص بهای مصرف کننده

شاخص بهای مصرف کننده (CPI) به عنوان یکی از موثر ترین شاخص ها برای نشان دادن وضعیت تورم در اقتصاد می باشد. اگر اقتصاد در حال رشد باشد تورم اجتناب ناپذیر است ، اما نرخ تورم بیش از 2 درصد به طور کلی مخرب می باشد چراکه نشان دهنده تضعیف قدرت خرید دلار می باشد. هنگامی که تورم بالا باعث نگرانی می شود، سرمایه گذاران ارز را به منظور جستجوی سایر گزینه های سرمایه گذاری رها می کنند بنابراین باعث کاهش تقاضا برای ارزملی در بازار ارز می شوند. شاخص تورم مصرف کننده (CPI) یک تجزیه و تحلیل از سطح مخارج مصرف کننده برای خرید یک مجموعه از سبد کالاها و خدمات می باشد و بر اساس مقدار شاخص شروع از 100 ارزیابی می شود. اگر شاخص تورم مصرف کننده برای دوره جاری 112 باشد ، نشان دهنده این است که در حال حاضر برای خرید سبد کالا 12 درصد بیشتر از زمانی که شاخص 100 بود باید پرداخت شود. با مقایسه داده های ماهانه شاخص تورم مصرف کننده ، شما به آسانی می توانید تغییرات در قدرت خرید مصرف کننده از ماهی به ماه دیگر را تشخیص دهید.

شاخص اصلی بهای مصرف کننده

شاخص CPI اصلی هم به روش مشابه با CPI محاسبه می گردد به جز اینکه آیتم هایی با نوسان بالا از قبیل انرژی و غذا را شامل نمی گردد.زیرا اینگونه آیتم ها در مقابل نوسانات قیمتی آسیب پذیر هستند بنابراین می توانند باعث انحراف در محاسبه CPI گردند.برای همین شاخص CPI اصلی به عنوان شاخص دقیق تر برای تورم در نظر گرفته می شود. CPI تحلیل میزان مصرف کننده از هزینه انجام شده برای خرید یک سبد کالا و خدمات بوده که ارزش شاخص اولیه آن از 100 حساب می شود.برای مثال وقتی CPI در حال حاضر 112 می باشد بدان معناست که اکنون اگر بخواهیم سبد کالایی را که در گذشته CPI آن 100 بوده است را بخریم باید 12% بیشتر بپردازیم .با مقایسه ماهانه CPI شما می توانید به آسانی تغییرات قدرت خرید مصرف کننده را ماه به ماه ارزیابی کنید.

شاخص بهای تولید کننده

شاخص بهای تولیدکننده، تغییرات قیمتی که تولید کننده برای محصولاتش ماه به ماه دریافت می کند را اندازه گیری می کند.اطلاعات با بررسی هایی روی بخشهای مختلف از قبیل ساخت، کشاورزی ، معدن، و سایر تسهیلات عمومی دوباره بازیافت می شود.مشابه با شاخص بهای مصرف کننده ، شاخص بهای تولیدکننده شاخص قیمت جاری را با ارزش 100 مقایسه میکند.این بدان معناست که ارزش PPI (شاخص قیمت تولیدکننده) اگر 115 باشد در واقع 15%، بالاتر از پایه اصلی است.بر خلاف ارقام خرده فروشی، PPI شامل مالیات ها یا دیگر مبالغ توزیع و یا حمل که معمولا هنگامیکه است که محصول از زنجیره تامین حمل می شود، نمی گردد. افزایش در شاخص PPI نشان دهنده یک اقتصاد در حال توسعه با اطمینان منطقی از ادامه استخدام برای کسانی که در حال حاضر در بخش تولید مشغول به کارهستند نیزمی باشد.PPI یک شاخص مهم از سطوح تورم جاری در بازار محسوب شده که به دقت به آن توجه می گردد . شبیه به دیگر شاخصهایی که بر مبنای تورم می باشند،افزایش در ارزشPPI می تواند علامت افزایش در نرخ بهره به منظور مبارزه با تورم باشد.افزایش در نرخ بهره ممکن است باعث افزایش تقاضا برای ارز به عنوان یک عامل سرمایه گذاری برای سرمایه گذاران شده که توقع بازگشت های بیشتر به دلیل بالا رفتن نرخ بهره را دارند. PPI اصلی شامل آیتم هایی با بی ثباتی بالا نمی شود این آیتمها از قبیل انرژی و غذا بوده که می توانند باعث انحراف در آمار PPI گردند چراکه ممکن است مثلا دارای یک نوسان شدید درقیمتهای نفت شده و یا دیگر حوادث غیرقابل پیش بینی اتفاق بیفتد.

شاخص اصلی بهای تولید کننده

شاخص بهای تولیدکننده، تغییرات قیمتی که تولید کننده برای محصولاتش ماه به ماه دریافت می کند را اندازه گیری می کند.اطلاعات با بررسی هایی روی بخشهای مختلف از قبیل ساخت، کشاورزی ، معدن، و سایر تسهیلات عمومی دوباره بازیافت می شود.مشابه با شاخص بهای مصرف کننده ، شاخص بهای تولیدکننده شاخص قیمت جاری را با ارزش 100 مقایسه میکند.این بدان معناست که ارزش PPI (شاخص قیمت تولیدکننده) اگر 115 باشد در واقع 15%، بالاتر از پایه اصلی است.بر خلاف ارقام خرده فروشی، PPI شامل مالیات ها یا دیگر مبالغ توزیع و یا حمل که معمولا هنگامیکه است که محصول از زنجیره تامین حمل می شود، نمی گردد. افزایش در شاخص PPI نشان دهنده یک اقتصاد در حال توسعه با اطمینان منطقی از ادامه استخدام برای کسانی که در حال حاضر در بخش تولید مشغول به کارهستند نیزمی باشد.PPI یک شاخص مهم از سطوح تورم جاری در بازار محسوب شده که به دقت به آن توجه می گردد . شبیه به دیگر شاخصهایی که بر مبنای تورم می باشند،افزایش در ارزشPPI می تواند علامت افزایش در نرخ بهره به منظور مبارزه با تورم باشد.افزایش در نرخ بهره ممکن است باعث افزایش تقاضا برای ارز به عنوان یک عامل سرمایه گذاری برای سرمایه گذاران شده که توقع بازگشت های بیشتر به دلیل بالا رفتن نرخ بهره را دارند. PPI اصلی شامل آیتم هایی با بی ثباتی بالا نمی شود این آیتمها از قبیل انرژی و غذا بوده که می توانند باعث انحراف در آمار PPI گردند چراکه ممکن است مثلا دارای یک نوسان شدید درقیمتهای نفت شده و یا دیگر حوادث غیرقابل پیش بینی اتفاق بیفتد.

شاخص بهای کالا

شاخص بهای کالا، اطلاعات 17 قلم از کالاهایی را بررسی می‌کند که درصد بالایی از صادرات نیوزلند را تشکیل می‌دهند. این کالاها شامل کشاورزی، محصولات جنگلی و کالاهای ساخته‌شده می‌شود. شاخص بهای کالا، هر ماه منتشر می‌شود و بینشی را از قبل در مورد سطوح فروش ارائه می‌دهد. نیوزلند 25% از محصولاتش را به کشورهای دیگر به‌ویژه منطقه‌ای که شامل استرالیا می‌شود، صادر می‌کند. از آنجاکه صادرات وابسته به میزان سطوح تولید است، درنتیجه هرگونه تغییر در شاخص بهای کالا در اقتصاد کل منعکس می‌شود. به همین علت است که تحلیلگران توجه ویژه‌ای به این شاخص دارند. برای سرمایه‌گذاران بازار ارز، افزایش در شاخص بهای کالا باید نشانی از افزایش تقاضا برای دلار نیوزلند باشد یا «KIWI» که معامله‌گران به آن مراجعه می‌کنند. عموماً افزایش در شاخص بهای کالا همراه با افزایش تقاضا برای KIWI است. هنگامی‌ که واردکنندگان محصولات نیوزلند را وارد کشورشان می‌کنند، درنتیجه مجبور می‌شوند که دلار نیوزلند بیشتری را مطالبه کنند که این خود باعث افزایش برای KIWI می‌شود. برعکس اگر شاخص پایین بیاید، درنتیجه تقاضا برای دلار نیوزلند کاهش یافته و به‌دنبال آن نرخ ارز KIWI در مقابل ارزهای قوی‌تر دیگر با افت مواجه می‌شود.

حساب جاری

حساب جاری نشان می دهد کل جریان سرمایه جدید به یک کشور است. این شاخص به عنوان تراز تجاری کل (صادرات منهای واردات) ، به علاوه پرداخت خالص درآمد (بهره و سود سهام) ، به علاوه تمامی انتقالات یک سویه (کمک خارجی ، مالیات و هدایای یک طرفه) محاسبه می شود. اگر عدد به دست آمده مثبت باشد ، یک مازاد حساب جاری نشان می دهد ؛ و یک مقدار منفی کسری حساب جاری را بیان می کند. توجه داشته باشید که کسری بودجه نشان می دهد که از طریق صادرات و سایر نقل و انتقالات سرمایه بیشتری از کشور خارج شده است تا به کشور وارد شود.

تراز تجاری

گزارش تراز تجاری ارزش کل واردات و ارزش کل صادرات برای دوره گزارش را مقایسه می‌کند. مقدار منفی نشان می‌دهد که کالاها بیشتر صادر شده‌اند تا وارد (کسری تجاری)؛ برعکس، تراز تجاری مثبت بدان معنی است که صادرات بیشتر از واردات (مازاد تجاری) بوده است. این گزارش توسط سرمایه‌گذاران ارز برای تعیین میزان تقاضا برای دلار استفاده می‌شود. در مورد مازاد تجاری و یا کسری تجاریِ در حال کاهش از ماه قبل، به طور طبیعی کشورهای واردکننده کالا باید ارز خود را به ارز داخلی کشور صادرشونده تبدیل کنند. این مسأله، به افزایش تقاضا برای پول داخلی و بنابراین افزایش ارزش آن منجر می‌شود.

در مورد کسری تجاری و یا مازاد تجاریِ در حال کاهش، کشور واردکننده باید ارز خود را به ارز خارجی کشوری که از آنها در حال خرید کالا هستند، تبدیل کنند. این امر، به افزایش عرضه پول داخلی در بازار ارز منجر می‌‌شود که می‌تواند موجب از دست‌دادن پول داخلی در مقابل ارزش ارزهای دیگر شود.

Copyright © 2010 of AryanGroup® - all rights reserved.     Main Page     About FXPedia